الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
126
الغدير ( فارسي )
اين روايت به ابى هريره و جابر بن عبد اللَّه انصارى و امام باقر و امام صادق عليهما السّلام نيز منتهى گشته چگونه اسناد حديث مزبور را بابى سعيد خدرى مخصوص نموده ؟ ! سپس از او سؤال شود ، ركاكت ( ضعف و بى مايگى ) را كه در حديث مزبور پنداشته و آن را گواه بر اين قرار داده كه حديث مزبور از ساختههاى شيعه است آيا در لفظ حديث وجود دارد ؟ و حال آنكه همزاد ساير احاديثى است كه روايت شده ، و هيچگونه پيچيدگى و ابهامى در آن نيست ، يا اين ركاكت خيالى از ضعفى است كه در اسلوب آن هست ؟ ؟ و يا متضمّن تكلَّفى است در بيان مقصود ؟ و يا تنافرى در تركيب آن وجود دارد در حالى كه بر مجراى موازين عربيّت صرف جارى است ؟ ! و يا اين ركاكت در معناى آن است . در صورتى كه در آن روايت اثرى از اين نوع ركاكت نيست جز آنكه : آنچه در فضيلت امير المؤمنين عليه السّلام روايت شود و هر منقبت و فضيلتى كه بآنجناب نسبت داده شود در نظر آلوسى و بعقيدهء او ركيك و ضعيف و ناپسند است ! ! و اين همان كينه و عصبيّت باطله ايست كه دارنده آن را بوادى هلاكت ميفكند ! ! كاش ميدانستم كه : شيعه اگر روايت صحيحى را نقل نمودند و روايات اهل سنت هم آن را تأييد و پشتيبانى نمود ، چه گناهى مرتكب شدهاند كه يك ناصبى معاند با اين كيفيت در وادى عداوت عنان خود را سر دهد و با عناد لجوجانه بگويد : اين روايت را شيعه آورده . . . و پوشيده نيست كه اين از مطالب ساخته و بى حقيقت آنها است . . . الخ . در حالتى كه براى ما فراهم است كه هم اكنون احاديث ركيك و بىمايهء او را كه كتاب ضخيم او پر است از آن ، در معرض نمايش بگذاريم تا ارباب انصاف و صرافان سخن ، مطالب ضعيف و ركيك را از غير آن تميز دهند ، ولى با چشم پوشى از آن ميگذريم و از راه كرم و فتوت او را وا ميگذاريم . ! ! * ( كَلَّا إِنَّه تَذْكِرَةٌ فَمَنْ شاءَ ذَكَرَه ، وَما يَذْكُرُونَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ الله ) * ( سوره مدثر )